معنی شیروش
8 بازدید
[ شیرْ وَ ] (ص مرکب) شیرسان. شیرصفت. مانند شیر. شیروار. (یادداشت مؤلف). || شجاع. متهور. (فرهنگ فارسی معین): زآن گرانمایه گهر کو هست از روی قیاس پردلی باشد ازین شیروشی پرجگری. فرخی. رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شیروش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر