معنی شیره کشیدن
9 بازدید
[ رَ / رِ کَ / کِ دَ ] (مص مرکب) دانه یا گیاه یا مغزی چون بادام را کوفته یا پخته و در کرباس کرده فشردن و بیرون کردن عصارهٔ آن. (یادداشت مؤلف). || شیرهٔ تریاک استعمال کردن. صرف کردن شیرهٔ تریاک یا بلعیدن دود آن. سوختهٔ تریاک کشیدن. تدخین شیرهٔ تریاک. (یادداشت مؤلف). رجوع به شیره کش و شیره کشی شود. || نقاوه و نخبه و لُبّ و خلاصهٔ مطلبی را برآوردن.
کلمات همقافیه با «شیره کشیدن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر