معنی شیرهای
8 بازدید
[ رَ / رِ ] (ص نسبی) آنکه شیره فروشد. (یادداشت مؤلف). || آنکه شیرهٔ تریاک استعمال کند کشیدن را. آنکه شیرهٔ تریاک کشد با حقهٔ وافور. آنکه شیرهٔ تریاک تدخین کند. (یادداشت مؤلف). || منسوب به شیرهٔ انگور. از شیرهٔ انگور: مربای شیره ای. || که آلوده به شیره شده است: دستم شیره ای است. (یادداشت مؤلف). - دست شیره ای؛ دزد. (یادداشت مؤلف): دستش شیره ای است؛ دوسنده است و به هرچه رسد، بردارد و برباید. (از امثال و حکم دهخدا). دزد است. (از یادداشت مؤلف). || چسب دار. چسبنده. دوسنده.
کلمات همقافیه با «شیرهای»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ای» برای سرودن شعر