معنی شیرمرغ
8 بازدید
[ مُ ] (اِ مرکب) مرغ عیسی را گویند که شب پره باشد چه گویند او می زاید و بچهٔ خود را شیر می دهد. (برهان) (آنندراج). خفاش است که شرنق نامند. شب پره که می زاید و به بچهٔ خود شیر می دهد، از این رو این نام گرفت. (یادداشت مؤلف). اسم فارسی شیرذق است. (تحفهٔ حکیم مؤمن): علفگاه مرغان این کشور اوست اگر شیرمرغت بباید در اوست.نظامی. سوی شیرمرغ ار عنان تافتند به بازار لشکرگهش یافتند.نظامی. رجوع به مترادفات کلمه شود.[ مُ ] (اِخ) دهی است از بخش قاین شهرستان بیرجند. سکنهٔ آن ۲۰۰ تن. آب آن از قنات. صنایع دستی زنان قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «شیرمرغ»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رغ» برای سرودن شعر