معنی شیرده
6 بازدید
[ دِهْ ] (نف مرکب) انسان و یا حیوانی که شیر می دهد. (ناظم الاطباء). شیردهنده. (فرهنگ فارسی معین). - پستان شیرده؛ پستانی که شیر داشته باشد. (ناظم الاطباء). - گاو شیرده. رجوع به همین عنوان شود.
کلمات همقافیه با «شیرده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر