معنی شیردل
6 بازدید
[ دِ ] (ص مرکب) شجاع و دلیر و باجرأت. (ناظم الاطباء). کنایه از شجاع و دلیر است. (انجمن آرا) (آنندراج) (از برهان). که دل شیر دارد. سخت شجاع. بس شجاع. سخت باجرأت. (یادداشت مؤلف): کدام است گفت از شما شیردل که آید سوی نیزهٔ جان گسل.دقیقی. بدانید کاین شیردل رستم است بدین رزمگاه ازدرِ ماتم است.فردوسی. ز من پاسخ این بد به اسفندیار که ای شیردل مهتر نامدار.فردوسی. گر آسوده گردد سرافشان کند بسی شیردل را خروشان کند.فردوسی. برو تیز و آن شیردل را بگوی که ایدر ترا آمدن نیست روی.فردوسی. یکی شیردل لشکر جنگجوی همه سوی بیژن نهادند روی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «شیردل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دل» برای سرودن شعر