معنی شیردارکلا
5 بازدید
[ کَ ] (اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان قائم شهر. آب آن از رود بابل. راه آن اتومبیلرو. سکنهٔ آن ۱۰۲۰ تن. صنایع دستی، بافتن پارچه های ابریشمی و نخی. گله داران تابستان به ییلاق سوادکوه و بندپی می روند. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).
کلمات همقافیه با «شیردارکلا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لا» برای سرودن شعر