معنی شیربوی
7 بازدید
(ص مرکب) کودکی که دهان وی هنوز بوی شیر دهد. (ناظم الاطباء). بوی شیر دهنده. (یادداشت مؤلف). دارای بوی شیر: همی می خورد با لب شیربوی شود بیگمان زود پرخاشجوی.فردوسی.
کلمات همقافیه با «شیربوی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وی» برای سرودن شعر