معنی شیربها

معنی شیربها

7 بازدید
[ بَ ] (اِ مرکب) بهای شیر و قیمت شیر. || انعامی که پس از بازگرفتن کودک از شیر به دایهٔ وی می دهند. (ناظم الاطباء). || مزد دایگی و شیر که به کودک دهند: موسی را به وی [ به مادر موسی ] دادند [ فرعون و زنش ] و اقرار کردند که هر ماهی دویست دینار شیربها به او بدهند. (قصص الانبیاء). || آنچه از قماش و زر و گوهر و سیم که در هنگام عروسی از خانهٔ داماد به خانهٔ عروس فرستند. (ناظم الاطباء) (از آنندراج) (از انجمن آرا) (از غیاث) (از برهان). پول نقدی که خانوادهٔ عروس از داماد گیرد: اول بیار شیربهای عروس عقل وآنگه ببر قبالهٔ اقبال رایگان.خاقانی. عروس عافیت آنگه قبول کرد مرا که عمر بیش بها دادمش به شیربها.خاقانی. دختری این مرغ به آن مرغ داد شیربها خواهد از او بامداد.نظامی. طوفان درم به آسمان رفت در شیربها سخن ز جان رفت.نظامی. بر عروسیش داد شیربها با عروسش ز بند کرد رها.نظامی. || کابین. دست پیمان. مهر. صداق. صَدُقة. [ صَ دُ قَ ] . (یادداشت مؤلف).

کلمات هم‌قافیه با «شیربها»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ها» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید