معنی شیرباز
6 بازدید
(ص مرکب) از شیر بازکرده. (یادداشت مؤلف): مویم چو شیر گشت و شد از عمر شیرباز کز یک گناه بازنگشتم به عمر سیر.سوزنی. - شیرباز کردن؛ فطام. از شیر باز کردن. (یادداشت مؤلف): پیرپرور دایهٔ لطف تو است آنکو نکرد هیچ دانا را ز طفلی تا به پیری شیرباز. سوزنی.
کلمات همقافیه با «شیرباز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر