معنی شیربا
6 بازدید
(اِ مرکب) (از: شیر، خوردنی +با، آش) شیربرنج و شله ای که از برنج و شیر پزند. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج). غذایی است که از شیر و برنج ترتیب دهند. آش شیر. شیربرنج. شیروا: همی برد خوان از پسش کدخدا نهاد از برش کاسهٔ شیربا از آن شیربا شاه لختی بخورد چنین گفت پس با زن پایمرد.فردوسی. نهاده بر او کاسهٔ شیربا چه نیکو بدی گر بدی زیربا.فردوسی. || دوراغ و شیر خفتهٔ مخلوط با شیر تازه. (ناظم الاطباء). || بعضی گویند شیر یا شیری است که آنرا مایه زنند تا چون جغرات بسته گردد و بعد از آن میوه های خشک در آن ریزند، و بعد از زمانی خورند. || به معنی آش. (برهان).
کلمات همقافیه با «شیربا»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «با» برای سرودن شعر