معنی شیرآباد
11 بازدید
(اِخ) رودخانه ای است که به بحر خزر می ریزد و محل صید ماهی می باشد. (از جغرافیای اقتصادی کیهان).(اِخ) دهی است از بخش مرکزی شهرستان طوالش. سکنهٔ آن ۱۰۶۳ تن. آب آن از رودخانهٔ شیرآباد. راه آن اتومبیلرو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۲).(اِخ) دهی است از بخش رامیان شهرستان گرگان. سکنهٔ آن ۱۹۰ تن. آب آن از رودخانه و چشمه. صنایع دستی آنجا پارچه های نخی و ابریشمی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۳).(اِخ) دهی است از بخش کدکن شهرستان تربت حیدریه. سکنهٔ آن ۳۴۰ تن. صنایع دستی آنجا کرباس بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است از بخش حومهٔ شهرستان ارومیّه. سکنهٔ آن ۲۲۰ تن. آب آن از نازلوچای. راه آن ارابه رو است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۴).(اِخ) دهی است از بخش سیمینه رود شهرستان همدان. سکنهٔ آن ۱۳۵ تن. آب آن از چشمه. صنایع دستی زنان جاجیم بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۵).(اِخ) دهی است از بخش طبس شهرستان مشهد. سکنهٔ آن ۱۲۶ تن. آب آن از قنات. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).(اِخ) دهی است از بخش مانه شهرستان بجنورد. سکنهٔ آن ۱۳۱۲ تن. آب آن از رودخانه. صنایع دستی آنجا قالیچه بافی است. (از فرهنگ جغرافیائی ایران ج ۹).
کلمات همقافیه با «شیرآباد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اد» برای سرودن شعر