معنی شیرآب
6 بازدید
(اِ مرکب) شیرِ آب. شیر. شیرابه. شیر و لوله ای که آب از آن جریان یابد. (یادداشت مؤلف). رجوع به شیر شود. || در اصطلاح رختشویان، آب کم: شیرآب یا شیرآبه دادن به جامه ای که قبلاً آنرا با صابون شسته اند؛ کمی آب بر آن ریختن، یا در کمی آب بار دیگر شستن. آب کشیدن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شیرآب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «آب» برای سرودن شعر