معنی شیدا شدن

معنی واژه شیدا شدن

11 بازدید
[ شَ / شِ شُ دَ ] (مص مرکب) دیوانه شدن. (یادداشت مؤلف). آشفته شدن : عجب از قیصرم آید که بدان ساده دلی است کو ز مسعود براندیشد و شیدا نشود. منوچهری. وین چهره های خوب که در نورش خورشید بینوا شود و شیدا.ناصرخسرو. شیدا شده ام چرا همی ننْهی زنجیر دو زلف بر من شیدا.مسعودسعد. || سخت عاشق شدن. واله گشتن : روح شیدا شد ز عشق منظرش از نظر گو حرز شیدایی فرست.خاقانی. قصه گو رفت و قصه ناپیدا بیم آن بد که من شوم شیدا.نظامی. عقل از طرهٔ او نعره زنان مجنون گشت روح از حلقهٔ او رقص کنان شیدا شد.عطار.
راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید