معنی شگل
8 بازدید
[ شَ گَ / شَ گُ ] (اِ) طابع. مهر خرمن از مادهٔ سیگلیوم . (یادداشت مؤلف). دَج. رجوع به دج شود.[ شِ گِ ] (اِ) چداری کوچک که دو دست اسب و استر را بدان محکم بندند. (برهان). بخو. شکال. رجوع به شکال شود. || ریسمانی که بر پای گنجشگ بندند. (ناظم الاطباء) (برهان).
کلمات همقافیه با «شگل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گل» برای سرودن شعر