معنی شگفتگی
12 بازدید
[ شِ گُ تَ / تِ ] (حامص) شکفتگی و حالت شکفتن غنچه و واشدن لبها هنگام تبسم. (ناظم الاطباء). صورتی از شکفتگی. || ناز و شادمانی و افتخار کردن. (از یادداشت مؤلف): فتحة؛ شگفتگی و نازش مردم به چیزی که دارد از ملک و از ادب و از علم و هنر و بدان ید طولی نماید. (منتهی الارب). رجوع به شکفتگی شود.
کلمات همقافیه با «شگفتگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر