معنی شکنندگی
7 بازدید
[ شِ کَ نَ نْ دَ / دِ ] (حامص) تردی. قابلیت شکسته شدن داشتن. (یادداشت مؤلف). || قابلیت شکستن و خرد کردن داشتن. (یادداشت مؤلف). رجوع به شکستن و شکننده شود.
کلمات همقافیه با «شکنندگی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گی» برای سرودن شعر