معنی شکمه
5 بازدید
[ شِ کَ مَ / مِ ] (ص نسبی) منسوب به شکم. || (اِ) هریک از دو بطون زیرین دل.(لغات فرهنگستان). - دو شکمه؛ آنکه در بازی الک دولک به جای دو تن بازی کند. (یادداشت مؤلف). رجوع به شکم شود.
کلمات همقافیه با «شکمه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مه» برای سرودن شعر