معنی شکمنخلی
7 بازدید
[ شِ کَ نَ ] (اِ مرکب) بچهٔ نخستین مادری. بچهٔ اول که زن آرد. بزرگترین فرزندان مادری. مقابل ته تغاری. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شکمنخلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر