معنی شکمخوار
6 بازدید
[ شِ کَ خوا / خا ] (نف مرکب) کنایه از گرسنه باشد. (برهان). گرسنه. (ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین). || بسیار خور و خورنده. پرخور. (ناظم الاطباء). شکم خواره. شکم بنده. کنایه از بسیارخوار است. (انجمن آرا) (آنندراج). به معنی بسیار خور و خورنده آمده است و او را شکم خواره نیز گویند. (برهان): گرتو بدانستیی که فضل تو بر خر چیست کجا ماندیی نژند و شکم خوار. ناصرخسرو. هر کجا چون زمین شکم خواریست از زمین خورد او شکم واریست.نظامی. کیست این صوفی شکم خوار خسیس تا بود با چون شهاشاهان جلیس.مولوی. گر گدایان طامعند و زشتخو در شکم خواران تو صاحبدل مجو.مولوی. و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شکمخوار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر