معنی شکمخالی
5 بازدید
[ شِ کَ ] (ص مرکب) کنایه از گرسنه. (از یادداشت مؤلف): درونت حرص نگذارد که زر بر دوستان پاشی شکم خالی چو نرگس باش تا دستت درم گردد. سعدی. || کنایه از میان تهی. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «شکمخالی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر