معنی شکلة
6 بازدید
[ شُ لَ ] (ع اِمص) سرخ و سپیدی. (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). سرخی که به آن سفیدی آمیخته بود. (مهذب الاسماء). || سرخی سپیدی چشم یا عام است. (منتهی الارب) (آنندراج). سرخ سپیدی چشم. (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). || همانندی. مشابهت: فیه شکلة من ابیه؛ در او مشابهتی از پدر است. (از منتهی الارب) (از آنندراج) (از اقرب الموارد).[ شَ کِ لَ ] (ع ص) زن با ناز و کرشمه. (از منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شکلة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لة» برای سرودن شعر