معنی شکستهبازو
6 بازدید
[ شِ کَ تَ / تِ ] (ص مرکب) شکسته بال. مرغی که بال وی شکسته باشد. (ناظم الاطباء). رجوع به شکسته بال شود.
کلمات همقافیه با «شکستهبازو»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زو» برای سرودن شعر