معنی شکستمکست
5 بازدید
[ شِ کَ مِ کَ ] (ص مرکب، از اتباع) ترهات و چیزهای بیهوده. (ناظم الاطباء). شکست و مکست.
کلمات همقافیه با «شکستمکست»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ست» برای سرودن شعر