معنی شکرگر
6 بازدید
[ شَ کَ گَ ] (ص مرکب) شیرینی ساز و قناد. (ناظم الاطباء). حلوایی. (آنندراج): اینت افیونگر است و آنْت شکرگر هر دو به خاک اندرون برابر و مقرون. ناصرخسرو. خلق تو گل فروش و زبانت شکرگر است. سیدحسن غزنوی (از آنندراج). و رجوع به شکرساز و شکرریز شود.
کلمات همقافیه با «شکرگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر