معنی شکرهدار
6 بازدید
[ شِ کَ رَ / رِ ] (نف مرکب) نگهبان و مربی مرغان شکاری. || صیاد. (فرهنگ فارسی معین): چون فرسنگی دو رفتند این سه تن بر بالا ایستادند با کدخدا و من و... را با شکره داران گسیل کردند صید را. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۲۲۰). به وقت مراجعت سلطان از سومنات یکی از شکره داران او اژدهایی بزرگ را بکشت. (تاریخ جهانگشای جوینی).
کلمات همقافیه با «شکرهدار»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ار» برای سرودن شعر