معنی شکرآباد

معنی شکرآباد

5 بازدید
[ شَ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان حومهٔ بخش زرند شهرستان ساوه. سکنه ۱۹۹ تن. آب آن از قنات. محصول عمده غلات، بنشن، پنبه و انگور است. صنایع دستی زنان جوال بافی است. راه فرعی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۱).
[ شِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان یوسف آباد بخش سلسلهٔ شهرستان خرم آباد. سکنه ۱۵۰ تن. آب آن از رودخانهٔ کهمان است. محصول عمده غلات و حبوب و لبنیات. ساکنان از طایفهٔ یوسف وند هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ شِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان کاغهٔ بخش دورود شهرستان بروجرد. سکنه ۱۵۰ تن. آب آن از رودخانه و قنات. محصول عمده غلات است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ شِ کَ ] (اِخ) دهی است از دهستان میربیگ بخش دلفان شهرستان خرم آباد. سکنه ۳۶۰ تن. آب از رودخانهٔ کشفان. محصول عمده غلات و لبنیات و پشم. ساکنان از طایفهٔ قلایی اند و عده ای چادرنشین هستند. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
[ شُ ] (اِخ) دهی است از دهستان اسفندآباد بخش قروهٔ شهرستان سنندج. سکنه ۲۴۰ تن. صنایع دستی زنان قالیچه و جاجیم بافی است. این ده مشهور به چراغ آباد است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).

کلمات هم‌قافیه با «شکرآباد»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «اد» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید