معنی شکافهزن
6 بازدید
[ شِ / شَ فَ / فِ زَ ] (نف مرکب) کسی که شکافه بر ساز میزند و سازنده و ساززن. (آنندراج) (انجمن آرا). سازنده و مطرب. (برهان). مطرب. (ناظم الاطباء). زخمه زن. نوازندهٔ ساز با مضراب : مثال طبع مثال یکی شکافه زن است که رود دارد بر چوب برکشیده چهار. دقیقی (از اسدی). فراز هر زمینی هست گویی صد نگارستان میان هر درختی هست گویی صد شکافه زن. قطران (فرهنگ جهانگیری).
کلمات همقافیه با «شکافهزن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زن» برای سرودن شعر