معنی شکاسة
5 بازدید
[ شَ سَ ] (ع مص) دشوارخوی گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). بدخوی و دشوارخوی گردیدن. (ناظم الاطباء). بدخو شدن. (المصادر زوزنی). صعب خو شدن. (تاج المصادر بیهقی). و رجوع به شکاست شود.
کلمات همقافیه با «شکاسة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «سة» برای سرودن شعر