معنی شکارگه
4 بازدید
[ شِ گَ هْ ] (اِ مرکب) مخفف شکارگاه و به همان معنی. نخجیرگاه. (از یادداشت مؤلف): به یک شکارگه اندر من آنچه زو دیدم ترا بگویم خواهی کنی گر استفسار.فرخی. همه عالم شکارگه بینی کاین دو سگ زیر و باز بر زبر است. خاقانی. زلفت به شکار دل پراکند آری لشکر به شکارگه پراکنده بُوَد.خاقانی. || تصویر نخجیر و نخجیرگاه بر دف : چنبر دف شکارگه زآهو و گور و یوز و سگ لیک به هیچوقت ازو هیچ شکار نشکری. خاقانی. و رجوع به شکارگاه و شکارستان شود.
کلمات همقافیه با «شکارگه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گه» برای سرودن شعر