معنی شکارگر
6 بازدید
[ شِ گَ ] (ص مرکب) شکارچی. نخجیرگر. صیاد. (یادداشت مؤلف). شکارگیر. صیاد. (ناظم الاطباء): عقل سگ جان هوا گرفت چو باز کاین سگ و باز چون شکارگر است.خاقانی. و رجوع به شکارچی و مترادفات دیگر شود.
کلمات همقافیه با «شکارگر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «گر» برای سرودن شعر