معنی شکارافکنان
6 بازدید
[ شِ اَ کَ ] (نف مرکب، ق مرکب) صفت حالیه. در حال شکارافکنی. در حال شکار کردن. شکارکنان : شکارافکنان دشتها درنوشت همی کرد نخجیر در کوه و دشت.نظامی. شکارافکنان در بیابان چین بپرداخت از گور و آهو زمین.نظامی. ملک فیلقوس از تماشای دشت شکارافکنان سوی آن زن گذشت.نظامی. و رجوع به شکارافکن و شکارافکنی شود.
کلمات همقافیه با «شکارافکنان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر