معنی شپلق
3 بازدید
[ شَ پَ لَ ] (ترکی، اِ صوت) شاپلاق. شپلاق. صدای سیلی. رجوع به شپلاق شود. آوای زدن با کف دست بر روی یا گردن. تپانچه که اسم دیگرش سیلی است. (فرهنگ نظام). زدنی با آواز بر صورت یا گردن کسی با کف دست : زمانه بین که ز سرپنجهٔ ستم هر دم به بیخ گوش نشاطم همی زند شپلق. فوقی یزدی.
کلمات همقافیه با «شپلق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لق» برای سرودن شعر