معنی شپلت

معنی شپلت

7 بازدید
[ شَ / شِ لَ ] (اِ) شپل. پایه و مرتبه باشد. (برهان) (فرهنگ نظام) (انجمن آرا). جاه و منزلت. رتبه. (ناظم الاطباء): چون سرای شپلت تو دولت شه پست کرد شاه را دولت چنان باید ترا شپلت چنین. سنایی. شپلت خود پست کردی دولت مستیت را مستی و پستی بهْ آید مستی و پستی گزین. سنایی. || صدای بلند. (برهان). بانگ و آواز بلند. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا). - شپلت زدن؛ صدا و آواز بلند کردن. داد زدن. فریاد کشیدن : کو آن دم دولت زدن بر این و آن شپلت زدن کو حمله های مشت تو آن سرخ گشتن در جنون. مولوی. || (اِ صوت) آواز شافوت. (برهان) (ناظم الاطباء). سوت زدن مثل سوت زدن وقت پراندن کبوتران. (از فرهنگ نظام).

کلمات هم‌قافیه با «شپلت»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «لت» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید