معنی شپل
6 بازدید
[ شِ ] (اِ) شپلت. شپیل. شفل. پایه و مرتبه. (برهان) (انجمن آرا). پایه و مرتبه و منزلت و جاه. (از ناظم الاطباء). || پاچهٔ شتر را گویند از آنجا که به زمین نزدیک است. (از برهان) (از ناظم الاطباء). سپل. سول. سفل. || صدا و آواز بلند کردن. (برهان). صدا بلند کردن. (انجمن آرا).[ شِ ] (اِ صوت) آواز شافوت را گویند و آن صدایی باشد که کبوتربازان در وقت کبوتر پرانیدن از دهان خارج کنند. (از برهان) (از انجمن آرا) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شپل»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پل» برای سرودن شعر