معنی شوکی
7 بازدید
(اِ) درخت آویز. ضوع. مرغ شب. (زمخشری، از یادداشت مؤلف).[ شَ ] (ص نسبی) منسوب است به شوک. (از انساب سمعانی). || منسوب است به قنطرةالشوک که دهی است به بغداد. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شوکی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کی» برای سرودن شعر