معنی شوشتر

معنی شوشتر

7 بازدید
[ تَ ] (اِخ) تعریب آن تُسْتَر است. (از معجم البلدان). نام شهری است در خوزستان. (برهان). لقب آن دارالمؤمنین. (فرهنگ خطی). تستر. ششتر. شهری است به خوزستان که از زمانهای دیرین پیش از اسلام با قناتهای متعدد خود وجود داشته است. بلوشه آن را در نامهای شهرهای ایران شوشتر و بلیناس بنام سسترا ضبط نموده است. در روایات ایرانی شهر شوشتر از شهرهای بسیار قدیمی معرفی شده است و عبداللََّه شوشتری در کتاب شوشتر به تفصیل از آن سخن رانده است. در داستانهای افسانه ای بنای این شهر را به هوشنگ نسبت داده اند که آن را بعد از بنای شهر شوش بنیاد نهاده است و گویند که نقشهٔ بنای شوشتر شکل اسبی را ماند. در دورهٔ اسلامی به روزگار عمربن خطاب شهر شوشتر بوسیلهٔ براءبن مالک مورد تاخت و تاز قرار گرفت و براء در همانجا درگذشت. در عهد امویان این شهر قدیمی دژ و پناهگاه خوارج بود و شبیب الخارجی آنجا را مقر فرماندهی خود قرار داد و حجاج بن یوسف ثقفی پس از مرگ شبیب خارجی بر شهر شوشتر دست یافت و در دورهٔ خلفای عباسی بود که بنیان نهادن قدیمیترین مساجد این شهر آغاز گردید و در زمان المعتز این امر شروع گشت و در دوران المسترشد پایان یافت. در دوران بعد شهر شوشتر به تصرف تیموریان درآمد و تا سال ۸۲۰ هـ . ق. در تصرف ایشان بود و پس از انقراض تیموریان به دست گروهی از شیعیان صفویه افتاد و مرکز تشیع گردید. والیان و حکام متعدد در این شهر حکومت کردند که یکی از آنان واخشتوخان را میتوان نام برد که تا پایان دورهٔ صفویه اعقاب او در شوشتر حکومت میکردند. شوشتر در دوران قاجاریه در زیر فرمان محمدعلی میرزا پسر فتحعلیشاه قرار گرفت و جمعیت این شهر در آن هنگام به ۴۵ هزار تن بالغ گشت. گویند که قبر دانیال در شوشتر کشف گردید آنگاه او را به شوش حمل کردند. در زمان حلاج یک آتشگاه در شهر شوشتر وجود داشته است. رجوع به دائرة المعارف اسلام و تستر شود. شوشتر امروزه شهرستانی است در خوزستان واقع در مغرب مسجد سلیمان، در زاویهٔ حادث بین کارون و آب گرگر در ۶۴کیلومتری محلی که کارون وارد جلگه (میان آب) میشود و شامل بخشهای حومه ای و گتوند است. جمعیت حوزهٔ شوشتر ۵۷۳۳۳ تن است. در عهد عیلامیان شهر هیدالو ظاهراً در موضع شهر شوشتر کنونی بود و سپاهیان آسوربانیپال در دنبالهٔ فتوحات خود بدانجا رسیدند. قدیمترین آثاری که بدست آمده میرساند که شوشتر در زمان ساسانیان وجود داشته. در عهد قاجاریه شوشتر کرسی خوزستان محسوب میشده است. (از فرهنگ فارسی معین). در فرهنگ جغرافیایی ایران آمده است: شهرستان شوشتر یکی از شهرستانهای استان ششم کشور است و محدود است از طرف شمال به شهرستان دزفول، از خاور و جنوب به شهرستان اهواز، از باختر به شهرستان دزفول. هوای این شهرستان مانند سایر شهرستانهای استان خوزستان گرم و درجه حرارت در تابستان در سایه ۵۰ درجه و حداقل درجه حرارت در زمستان ۵ درجهٔ سانتی گراد و نسبت به شهرستانهای ساحلی (خرم شهر، آبادان) خشک تر است. در روزهای تابستان که هوای آن گرم می شود اهالی از سرداب هائی که دارند استفاده میکنند. مهمترین رودخانه ای که در این شهرستان جریان دارد رود کارون است که از کوههای بختیاری سرچشمه گرفته و در شمال باختری این شهرستان به دو قسمت می شود: یک شعبهٔ آن را که گرگر می گویند از شمال خاوری شهر از بند معروف به بند میزان گذشته و در داخل شهر تشکیل چندین آبشار را میدهد که مورد استفاده است. و شعبهٔ دیگر که از شمال باختری شهر از سد معروف شادروان می گذرد و بطرف جنوب باختری جریان دارد. می گویند سد شادروان بدستور شاپور یکم و بدست قیصر دوم و رومیان که در آن زمان در اسارت ایران بودند ساخته شده و حدس می زنند که در ازمنهٔ قدیم کلیهٔ آب کارون در رشتهٔ شطیط جریان داشته و شعبهٔ گرگر فقط به منظور استفادهٔ کشاورزی تهیه شده است. بند میزان توسط فتحعلیخان که یکی از سرداران صفویه بوده در سنهٔ ۱۱۰۶ هـ . ق. پایه گذاری گردیده ولی موفق به ساختمان آن نشد و نادرشاه افشار در مسافرت به خوزستان امر به تکمیل این داد و سد مزبور ساخته شد، ولی بعداً در نتیجهٔ فشار آب و سیل خراب گردیده و سپس محمدعلی میرزا دولتشاه آن را تعمیر نمود، اما مجدداً در نتیجهٔ فشار شدید آب خراب شد. دو شعبهٔ گرگر و شطیط در جنوب بند قیر به یکدیگر متصل و بسمت اهواز جاری میگردند. سازمان اداری شهرستان شوشتر دارای سه بخش بنام مرکزی، گتوند و عقیلی است و از ۱۳۸ قریه تشکیل شده و جمعیت شهرستان در حدود ۵۶ هزار نفر است. مساحت تقریبی شهرستان ۲۵۳۰۰ کیلومتر مربع است. بخش مرکزی شهرستان شوشتر از ۶ دهستان خیران، تیوند، میان آب، کندزلو، سردارآباد و شاه ولی تشکیل شده است. این بخش در بین بخشهای عقیلی و گتوند و شهرستان اهواز واقع و سکنهٔ آن در حدود ۱۸۰۰۰ تن است. دو شعبهٔ رودخانهٔ کارون بنام گرگر و شطیط از شمال به جنوب در این بخش جریان دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶). شهر شوشتر در ۸۵۰هزارگزی تهران و ۲۶هزارگزی شمال اهواز واقع است. شهر شوشتر یکی از شهرهای قدیمی کشور است و در روی تخته سنگهای کنار کارون بنا و بین دو شعبه از کارون بنام شطیط و گرگر (چهاردانگه و دودانگه) واقع شده است. هوای شهر گرم و در تابستان حداکثر حرارت در بعضی سالها نزدیک به ۶۰ درجه است. شوشتر ۲۲۴۱۶ تن سکنه داشته است ولی امروز بیش از ۱۵ هزار تن سکنه ندارد. این شهرستان بسیار قدیمی و دارای ابنیه و آثار و مسجد و امام زاده های متعدد است که معروف ترین آنها بشرح زیر است: ۱ -مسجد جامع شوشتر که در زمان خلفای عباسی بنا شده. ۲ -قلعهٔ سلاسل که امروز خرابه های آن مشاهده میشود. ۳ -بند میزان که در شمال خاوری شهر واقع است و رود گرگر از آن عبور میکند. ۴ -پل شاهپور که در شمال باختری شهر واقع است و امروزه خرابه های آن مشاهده میشود. ۵ -در شهر شوشتر و اطراف آن قریب ۴۰ امامزاده وجود دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶). و رجوع به مرآت البلدان ج ۱ و ج ۴ و تاریخ رشیدی و تاریخ سیستان و آتشکده و تاریخ گزیده و یشتها ج ۱ و ایران در زمان ساسانیان و تاریخ مغول و خاندان نوبختی عباس اقبال و تاریخ ادبیات ادوارد براون و مجمل التواریخ والقصص و تاریخ اسلام و جغرافی غرب ایران و تاریخ عصر حافظ و تاریخ ایران باستان و تاریخ پانصدسالهٔ خوزستان تألیف احمد کسروی شود: چندین حریر و حله که پوشید بر درخت مانا که برزدند به قرقوب و شوشتر.کسایی. مه طرازی است بدست چپ گردون شب عید نقش آن گویی در شوشتر آمیخته اند. خاقانی. سوس را با پلاس کینی نیست کین او با پرند شوشتر است.خاقانی. خود دل و طبع او ز سیم و شکر کان طمغاج و باغ شوشتر است.خاقانی. حبش را زلف بر طمغاچ بندد طراز شوشتر در چاچ بندد.نظامی. - پل شوشتر؛ از بناهای غریبه است و هشتادوچهار طاق دارد و گویند شاپور بانی آن بود. (انجمن آرا) (مرآت البلدان ج ۱ ص ۴۳۷). و رجوع به تاریخ پانصدسالهٔ خوزستان تألیف احمد کسروی شود.

کلمات هم‌قافیه با «شوشتر»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «تر» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید