معنی شور نمودن
6 بازدید
[ نُ / نِ / نَ دَ ] (مص مرکب) ستیزه کردن : ظالمی کآنچنان نماید شور عادلانش چنین کنند به گور.نظامی. || بانگ و غرش نمودن : شنیده ام که همیشه چنان بود دریا که بر دو منزل از آواش گوش گردد کر همی نماید هیبت همی نماید شور همی برآید موجش برابر محور.فرخی. || ملاحت و زیبایی نشان دادن : شهرهٔ شهر مشو تا ننهم سر در کوه شور شیرین منما تا نکنی فرهادم.حافظ.
کلمات همقافیه با «شور نمودن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر