معنی شور انداختن
7 بازدید
[ اَ تَ ] (مص مرکب) شور افکندن. || سخت به گریه و ندبه داشتن حاضران. سبب غوغاء و ضوضاء و گریه و بی قراری بسیار شدن، چنانکه شور انداختن روضه خوان در مجلس روضه و نوحه گر یا تعزیه خوان. (از یادداشت مؤلف). || حالت وجد و طرب ایجاد کردن : آفرین بر زبان شیرینت کاین همه شور در جهان انداخت. سعدی.
کلمات همقافیه با «شور انداختن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تن» برای سرودن شعر