معنی شوریده کلام
6 بازدید
[ دَ / دِ کَ ] (ص مرکب) پریشان گوی. (آنندراج) (ناظم الاطباء). شوریده سخن. که سخن او نامربوط باشد. || (اِ مرکب) کلام نامربوط. سخن که به هم پیوند ندارد: شوریده کلامم نمکین است سؤالم تنگ شکر است آن دهن و تلخ جواب است. ظهوری.
کلمات همقافیه با «شوریده کلام»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ام» برای سرودن شعر