معنی شورهزمین
6 بازدید
[ رَ / رِ زَ ] (اِ مرکب) شوره زار. (فرهنگ فارسی معین): ور ایدون که دشمن شود دوستدار به شوره زمین تخم نیکی مکار.فردوسی. بسا شوره زمین کز آبناکی دهان تشنگان را کرد خاکی.نظامی. در فراهان شوره زمینی بود که شتر با بار و اسب با سوار بدان فرومیرفت. (تاریخ قم ص ۸۷).
کلمات همقافیه با «شورهزمین»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ین» برای سرودن شعر