معنی شورش کردن
6 بازدید
[ رِ کَ دَ ] (مص مرکب) عصیان و تمرد کردن. شور و غوغا کردن. انقلاب و آشفتگی برپا کردن. نافرمانی کردن. اظهار کراهت کردن : ز شورش کردن آن تلخ گفتار ترشروئی نکردم هیچ در کار.نظامی.
کلمات همقافیه با «شورش کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر