معنی شورسلح
8 بازدید
[ سِ لَ ] (ص مرکب، اِ مرکب) سلحشور. ورزیدن سلاح جنگ باشد و بکار فرمودن یعنی چگونه بکار باید فرمود. (برهان) (آنندراج). و رجوع به سلحشور شود. || کسی که مستعد قتال و جدال باشد. (از برهان) (آنندراج). کسی که مستعد و آمادهٔ قتال و جدال باشد. (ناظم الاطباء). ورزیده در بکار فرمودن و بکار بردن افزارهای جنگ. || مقدمةالجیش یعنی جمعی که جنگ را بهم رسانند و به ترکی شرباشاران خوانند. (از برهان) (آنندراج). مقدمةالجیش. || سپاهی و لشکری. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «شورسلح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لح» برای سرودن شعر