معنی شوذق
7 بازدید
[ شَ ذَ ] (معرب، اِ) شوذانق. سوذانق. سوذق. سوذنیق. شوذنیق. شوذنوق. شیذنوق. معرب از فارسی بمعنی شاهین. (از المعرب جوالیقی ص ۱۸۶، ۱۸۷، ۲۰۴). چرغ. (ناظم الاطباء). || دست برنجن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «شوذق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذق» برای سرودن شعر