معنی شوذر
6 بازدید
[ شَ ذَ ] (معرب، اِ) چادر، معرب است. (منتهی الارب). چادر. ج، شواذر. (مهذب الاسماء). (معرب چادر) ملحفه. قال ابوحاتم هو شاذر ثم قال الشوذر الازار و کل ما التحف به فهو شاذر. (المعرب جوالیقی ص ۲۰۵). || شاماکچه و پیراهن زنان. (منتهی الارب). چادر و شاماکچه و پیراهن زنانه. (ناظم الاطباء). || پیراهن بی آستین. (ناظم الاطباء). کرتهٔ بی آستین.[ شَ ذَ ] (اِخ) شهری است به اندلس. (منتهی الارب). شهری است بین غرناطه و جیان در اندلس. (از معجم البلدان). حصنی عظیم به اسپانیا در شرقی جیان و خلاط شوذری منسوب بدانجاست. (یادداشت مؤلف). || موضعی است به بادیه. (منتهی الارب).
کلمات همقافیه با «شوذر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ذر» برای سرودن شعر