معنی شوارب
7 بازدید
[ شَ رِ ] (ع اِ) جِ شارب، بمعنی سبلت. موی دراز در هر دو کرانهٔ بروت، یا تمامهٔ بروت شارب است. (از منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || جِ شاربة، مؤنث شارب. (از اقرب الموارد). رجوع به شاربة و شارب شود. || رگهای حلق. (منتهی الارب) (از اقرب الموارد). || صخب الشوارب؛ هر بدصدا را گویند: حمار صخب الشوارب؛ خر سخت فریاد. (از اقرب الموارد). || راههای آب در حلق. (منتهی الارب). مجاری آب در حلق. (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «شوارب»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «رب» برای سرودن شعر