معنی شواء
6 بازدید
[ شِ / شُ ] (ع اِ) بریانی. (منتهی الارب) (دهار) (زمخشری) (بحر الجواهر). بریانی و القطعة منه شواءة. (مهذب الاسماء). گوشت و جز آن که در معرض حرارت آتش قرار دهند تا پخته و قابل خوردن شده باشد و قطعه ای از آن شواءة است. (از اقرب الموارد). گوشت که در تنور آویزند تا برشته شود. (یادداشت مؤلف). شَوی ََ اللحمَ شَیّاً؛ أی جعله شِواءً، فهو شاوٍ و اللحم مَشْویّ. (از اقرب الموارد).[ شِ ] (ع مص) بریان کردن. برشته کردن. سرخ کردن. بو دادن. (یادداشت مؤلف). اما در منتهی الارب این مصدر شیّ آمده است.[ شَ وْ وا ] (ع ص) بریان گر. بریان فروش. ج، شواؤون. (از مهذب الاسماء). کبابی. بریانگر. (یادداشت مؤلف). آنکه گوشت را بریان کند و وزن فَعّال نسبت است مانند خباز و بقال. (از اقرب الموارد). بریانی سازنده و کباب کنندهٔ گوشت. (ناظم الاطباء).[ شَ وْ وا ] (اِخ) ابوالمحاسن یوسف بن اسماعیل کوفی حلبی. متوفی ۶۳۵ هـ . ق. او را دیوان بزرگ است در چهار جلد. (یادداشت مؤلف). رجوع به یوسف شود.
کلمات همقافیه با «شواء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر