معنی شهید حاکم

معنی شهید حاکم

8 بازدید
[ شَ کِ ] (اِخ) حاکم شهید، محمدبن محمدبن احمدبن عبداللََّه بن عبدالمجیدبن اسماعیل بن الحاکم ملقب به ابوالفضل بلخی مروزی سلمی. وزیر شهید حمید سامانی در خراسان که در سال ۳۳۴ هـ . ق. بقتل رسید و در مقبرهٔ سورکدان مرو بخاک سپرده شد. شهید حاکم از دانشمندان برجستهٔ زمان خود بود که منصب قضا را نیز مدتی بر عهده داشت. بنابه گفتهٔ سمعانی در الانساب، قاطبهٔ مشایخ و ائمهٔ خراسان از او حدیث شنیدند و بنابه نقل الحاکم در تاریخ نیشابور، حاکم شهید دانشمندی بوده است که نظیر او در حفظ و درک معانی حدیث کسی را در اتباع و اصحاب ابوحنیفه نیافته است. و مؤلف الجواهر المضیئة نویسد: شهید، از عدهٔ بسیاری در مرو و نیشابور و ری و بغداد و مصر و بخارا حدیث شنید و قاطبهٔ علمای خراسان و حافظان حدیث از او حدیث شنیدند. (از الجواهر المضیئهٔ ابن ابوالوفاء ج ۲ ص ۱۱۳). و نیز رجوع به کشف الظنون حاجی خلیفه ج ۲ و حاکم شهید شود.

کلمات هم‌قافیه با «شهید حاکم»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کم» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید