معنی شهیدی
6 بازدید
[ شَ ] (ص نسبی) منسوب به شهید. رجوع به شهید شود.[ شَ ] (ص) روسپی باره و زناکار. (ناظم الاطباء). || (اِ) تربزه که از اندرون سرخ برآید. (غیاث).[ شَ ] (اِخ) (بابا...) از شعرای معروف زمان سلطان یعقوب و در خدمت او عمری خوش گذرانید و پس از فوت سلطان در عراق و آذربایجان نمانده و عازم خراسان شد و در ورود بهرات مولانا جامی و شعرای نامی از او استقبال نموده و حضرت سلطان میرزا به او التفات بسیار نمود و بمجرد ورود شاه اسماعیل صفوی بهند رفت و در کجرات پس از صد سال عمر درگذشت. (از آتشکدهٔ آذر ص ۲۳۸).
کلمات همقافیه با «شهیدی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر