معنی شهیده
6 بازدید
[ شَ دَ / دِ ] (اِ) آش بلغور. (ناظم الاطباء). || هر آشی که دارای گوشت و مسکه و سبزیهای خوشبو باشد. (ناظم الاطباء). || برهٔ بریان یا هریسه. (یادداشت مؤلف). هریسه. (دهار). هریسه، و گویند برهٔ بریان. (مهذب الاسماء).
کلمات همقافیه با «شهیده»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ده» برای سرودن شعر